همهچیز از یک تصمیم سخت برای تغییر مسیر شروع شد
تجربه مانی از گرنت ویزای استرالیا: من ۳۴ سالمه و زمانی که تصمیم گرفتم برای دکتری به استرالیا اپلای کنم، در واقع وسط یک مسیر نیمهکاره در آمریکا بودم. دانشجوی PhD کامپیوتر بودم، اما شرایطی که برایم پیش آمد، هم از نظر ویزا و هم از نظر همراستا نبودن فیلد کاری استاد با علایقم، باعث شد به فکر یک تغییر جدی بیفتم. بیشتر از یک سال و نیم درگیر کلیرنس آمریکا بودم و این بلاتکلیفی واقعاً فرسایشی بود.
حس میکردم زمان دارد از دست میرود. از طرفی سابقه پژوهشیام بد نبود؛ دو مقاله کنفرانسی در آمریکا داشتم که اسم اول بودم و بعد از آن هم تعداد مقالاتم بیشتر شد. اما وقتی آیندهام رو نگاه میکردم، میدیدم اگر همینطور معطل بمانم، فقط انرژی و تمرکزم تحلیل میرود. همین شد که تصمیم گرفتم دوباره برای پذیرش اقدام کنم، این بار برای استرالیا.
وقتی پذیرش دانشگاه سیدنی رو گرفتم، امید دوبارهای در دلم زنده شد
پذیرش PhD در رشته Computer Science از دانشگاه سیدنی رو خودم گرفتم. موضوع کارم روی Blockchain بود؛ حوزهای که واقعاً به آن علاقه داشتم و حس میکردم میتوانم در آن حرفی برای گفتن داشته باشم. برایم مهم بود که این بار دقیقتر انتخاب کنم و مطمئن باشم زمینه کاری استاد با علایقم همراستاست. بعد از سه بار دیفر کردن شروع ترم، بالاخره جولای ۲۰۲۶ به عنوان تاریخ نهایی مشخص شد. هر بار که دیفر میکردم، ته دلم یک نگرانی بود که نکند دوباره شرایط پیچیده شود. اما این بار تصمیم گرفته بودم تا آخر مسیر بروم، حتی اگر دوباره استرس و انتظار طولانی در پیش باشد.
روز لاج پرونده، بیشتر از هیجان، حس احتیاط داشتم
۸ فوریه ۲۰۲۶ پروندهام لاج شد. با توجه به سابقه طولانی کلیرنس در آمریکا، ناخودآگاه آماده هر سناریویی بودم. به خودم میگفتم این بار باید صبور باشم و اجازه ندهم استرس کنترل اوضاع رو از دستم خارج کند. جالب اینجاست که همان روز برایم بایومتریک آمد، اما چون از آمریکا اپلای کرده بودم، فکر میکردم احتمالاً ویو میشود و ایمیلم رو چک نکردم! تقریباً دو هفته بعد، ۲۴ فوریه، وقتی بالاخره ایمیلم رو باز کردم و دیدم بایو خورده، واقعاً شوکه شدم. خودم به خودم فحش میدادم که چرا زودتر چک نکردم. هنوز هم وقتی یادم میآید خندهام میگیرد، ولی آن لحظه واقعاً استرس گرفتم.
دریافت فرم 80 دوباره خاطره کلیرنس رو برام زنده کرد
۲۴ آوریل ۲۰۲۶ برایم فرم 80 اومد. راستش وقتی این فرم رو دیدم، ناخودآگاه خاطرات طولانی کلیرنس آمریکا برام تداعی شد. با خودم گفتم نکنه دوباره قراره وارد یک پروسه فرسایشی بشم. اما این بار سعی کردم آرومتر باشم. 28 آوریل فرم 80 رو ارسال کردیم. مدارک رو با دقت چک کردیم و همه چیز با جزئیات آماده شد. تجربه قبلی باعث شده بود بدونم کوچیکترین بینظمی میتونه روند رو طولانیتر کنه، برای همین وسواس بیشتری به خرج دادم.
در طول مسیر ویزا، بیشتر از هر چیز به نظم و پیگیری نیاز داشتم
برای بخش ویزا از مشاور ویزانیل کمک گرفتم. راستش رو بخواین، خودم آدم کماسترسی نیستم و در طول این پروسه واقعاً سوال زیاد میپرسیدم. حتی همون ماجرای بایومتریک که ایمیلم رو دیر چک کرده بودم، مشاور با صبوری برخورد کردند و چیزی نگفتند، در حالی که میتونستن ناراحت بشن.
به نظرم چیزی که در این مسیر برام مهم بود، همین حس نظم و پیگیری بود. اینکه بدونم مدارک دقیق بررسی میشن و هر مرحله با دقت جلو میره. با توجه به سابقه طولانی کلیرنس در آمریکا، برام مهم بود این بار پروندهام بدون نقص باشه. شاید خیلی اذیت کردم و سوال پرسیدم، ولی واقعاً نیاز داشتم خیالم از روند کار راحت باشه.
۱۵ می ۲۰۲۶؛ ایمیلی که بالاخره نفس راحت کشیدم
۱۵ می ۲۰۲۶ وقتی ایمیل نتیجه اومد، چند دقیقه فقط به صفحه مانیتور خیره شده بودم. باورم نمیشد این بار همهچیز اینقدر سریع و شفاف جلو رفته. بعد از اون همه انتظار در آمریکا، دیدن نتیجه مثبت برای استرالیا برام شبیه یک جبران بود. حس سبکی داشتم؛ انگار یک بار سنگین از روی دوشم برداشته شد. سه بار دیفر، یک مسیر نیمهتمام در کشور دیگه، و کلی تردید و فکر… همشون در اون لحظه برام تبدیل شدند به یک تجربه که حالا پشت سر گذاشته بودم.
حالا با ذهن آرومتری به آینده و پژوهش در بلاکچین فکر میکنم
امروز که به مسیرم نگاه میکنم، میبینم شاید اگر اون سختیهای قبلی نبود، این تصمیم رو با این قطعیت نمیگرفتم. حالا میدونم دقیقاً در چه حوزهای میخوام کار کنم و چرا این دانشگاه رو انتخاب کردم.
اگر بخوام چیزی بگم، اینه که مسیر اپلای و ویزا همیشه خطی و ساده نیست. گاهی مجبور میشی از یک کشور به کشور دیگر فکر کنی، چند بار شروع ترم رو عقب بندازی و با خودت کلنجار بری. اما اگر هدفت روشن باشه، بالاخره یک روز ایمیلی میاد که میفهمی تمام اون صبر ارزشش رو داشته.
امیدوارم بهزودی خبرهای خوب برای بقیه دوستان هم برسه.