تجربه پیمان از ویزای استرالیا؛ تصمیم اپلای تا گرنت
تجربه پیمان از ویزای استرالیا: شما در نظر بگیرید که من برای ساختن زندگی در ایران زحمت های زیادی کشیدم و حتی به عنوان استاد در دانشگاه کشورهای همسایه هم اقدام کردم و سعی کردم درآمد غیر ریالی برای خودم بعد سالها ایجاد کنم. بعد از مدتی کار پژوهشی و بررسی شرایط پژوهش و خانوادگی (واقعا آینده بچم هم بسیار تو ذهنم سنگینی میکرد و باید اقدامی میکردم) برای چندین کشور اقدام کردم. تحصیل در استرالیا از ابتدا در برنامه من نبود ولی جالبه که بعد از چند اقدام اولین جایی که جواب من رو بصورت صریح داد استرالیا و دانشگاه آدلاید بود که تونستم بعد از تحقیق کاملا از این شانس یا انتخاب یا هر چیزی که اسمش رو میشه گذاشت مطمئن بشم.
این فصل تازه زندگی برای ما ایرانیها که دغدغههامون همیشه متوازن با سن و آرزوهامون نیست میتونه متفاوت باشه. بعد حس کنم که جوون هستم و شاید بشه با تلاشی که در ایران هم میکردم در یک کشور پیشرفته بهتر عمل کنم و علاوه بر زنده موندن به پیشرفت درونی خودم هم بپردازم. این بخش از وجودم تقریبا جا گذاشته شد. نمیخوام جوری جلوه بدم که استرالیا و یا هر کشوری دیگهای یک مدینه فاضله هست ولی داشتن حداقلهای زندگی بدون استرسهای جانبی برای منی که هر چیزی رو به سختی بدست آوردم یک دستاورد محسوب میشه و شاید خیلیا این اشتراک رو نداشته باشن.
تخصص و رشته مورد علاقم در مسیر اپلای دکتری
سالها در فضای دانشگاهی کار کرده بودم. تدریس، کار پژوهشی و نوشتن مقاله بخش مهمی از زندگی روزمرم شده بود. بیشتر تمرکز علمیم هم روی حوزههایی مثل نانوفیزیک، نانوشیمی و علم مواد بود. این مسیر برام جذاب بود، اما کمکم احساس کردم علاقم داره به سمت مسائل بنیادیتر در ریاضیات کاربردی و مدلسازی حرکت میکنه. همین موضوع باعث شد کمکم مسیر تحقیقاتیم به سمت موضوعاتی مثل محیطهای متخلخل، جریانهای چندفازی و مدلسازی تحلیلی در مهندسی نفت بره؛ حوزهای که هم به فیزیک و ریاضیات وصل میشه و هم به مسائل مهم انرژی و محیطزیست.
همین تغییر مسیر باعث شد جدیتر به دکتری فکر کنم. البته تصمیم برای شروع دکتری در یک کشور دیگه، آن هم همراه با خانواده، اصلاً تصمیم سادهای نبود. این فقط انتخاب یک دانشگاه یا یک پروژه تحقیقاتی نبود؛ در واقع یعنی شروع یک زندگی جدید در محیطی کاملاً متفاوت.
از نانوفیزیک تا مهندسی نفت؛ تغییر مسیری که مسیر دکتری من را ساخت
موضوع دکتری من در دانشگاه آدلاید در حوزه مهندسی نفت و محیطهای متخلخل تعریف شده. تمرکز اصلی پژوهشم روی مدلسازی تحلیلی جریانهای چندفازی و بررسی رفتار سیالات در محیطهای متخلخل است، بهخصوص در ارتباط با ذخیرهسازی CO₂ در آبخوانها و مخازن زیرزمینی. برای من این حوزه خیلی جذابه چون دقیقاً در نقطه تلاقی چند رشته مختلف قرار داره. در اینجا باید همزمان از فیزیک، ریاضیات و مفاهیم مهندسی استفاده کرد تا بتوان رفتار پیچیده سیالات در محیطهای زیرسطحی را بهتر درک کرد. شما بهتر میدونید که الان دنیای جدید بین رشتهای هاست و بهینه سازی ارتباطی میتونه دستاوردهارو بهم وصل و کشفهای جدیدی رو رغم بزنه. در این مسیر مفاهیمی مثل معادلات دیفرانسیل جزئی، مدلهای هایپربولیک، موجهای شوک و رقیقشونده، فشار مویینگی و تراوایی نسبی نقش مهمی دارند. در کنار اینها موضوع ذخیرهسازی زمینشناسی CO₂ هم یکی از مباحث مهم در حوزه انرژی و محیطزیست به حساب میآید.
البته تغییر زمینه علمی برای من بدون چالش نبود. ورود از فضای نانومواد و فیزیک به حوزهای که مفاهیم مهندسی نفت و مدلسازی جریان در اون نقش اصلی دارند، یعنی باید خیلی از مفاهیم رو دوباره یاد بگیرم. اما راستش همین چالش برام جذاب بود و حس میکردم دارم مسیر علمی عمیقتری برای خودم میسازم.
شروع مسیر ویزا استرالیا؛ استرسسسس . . .
بعد از اینکه پذیرش و فاند دکتری از دانشگاه آدلاید رو گرفتم، مرحله بعدی که باید با اون روبهرو میشدم ویزای استرالیا بود. اولش سعی کردم خودم بیشتر درباره روند ویزای دانشجویی استرالیا تحقیق کنم.
در گروههای مختلف تجربه بقیه دانشجوها رو میخوندم، درباره مدارک لازم جستوجو کردم و سعی کردم بفهمم چه مراحلی داره. هرچی بیشتر جلو میرفتم بیشتر متوجه میشدم که این مرحله جزئیات زیادی داره و کوچکترین اشتباه در آماده کردن مدارک ممکنه روند پرونده رو طولانی و یا منحرف کنه. به همین خاطر تصمیم گرفتم برای این بخش از افراد باتجربه کمک بگیرم. در نهایت روند پرونده ویزای استرالیا رو با کمک تیم ویزانیل جلو بردم تا مطمئن باشم مدارک و فرمها دقیق بررسی و بدرستی پیش میرن.
تجربه همکاری در مسیر ویزای استرالیا
یکی از چیزهایی که برام جالب بود نظم در بررسی مدارک بود. هر مدرک و هر فرم چند بار بررسی میشد و اگر جایی نیاز به اصلاح داشت قبل از ارسال نهایی با من هم چک میشد. همین باعث شد با خیال راحتتری پرونده جلو بره. در طول مسیر هر وقت درباره بخشی از پرونده سؤال داشتم، مشاور ویزانیل من رو راهنمایی میکرد و مرحله به مرحله توضیح میداد که الان پرونده در چه وضعیتی قرار داره. همین باعث میشد تصویر واضحتری از روند کار داشته باشم.
واقعیت اینه که وقتی برای مهاجرت تحصیلی برنامهریزی میکنید، ذهن آدم پر از سؤال و نگرانی میشه؛ از زمان شروع ترم گرفته تا برنامه سفر، مسائل خانواده و حتی برنامهریزی برای زندگی در کشور جدید. به همین خاطر وقتی روند پرونده شفاف باشه، بخش زیادی از استرس کمتر میشه. گروه اختصاصی ای که مجموعه بهمراه کارشناس در دسترسم قرار داد بسیار کاربردی بود و پشتیبان هم همیشه آنلاین بود. اینا نکاتی بود که واقعا استرس رو حداقل میکرد و کار رو بدون تاخیر جلو میبرد. بخش پرداخت اپلیکیشن فی خانواده رو هم با یکتاپیمنت پیش بردم و از سرعت عملش راضی بودم.
دوره انتظار؛ بخش آشنای تجربه ویزای استرالیا
بعد از ارسال پرونده، وارد مرحلهای شدم که احتمالاً بیشتر متقاضیان ویزای استرالیا تجربش رو دارند: دوره انتظار.
در این مدت تقریباً هر روز ایمیل و اشتراک خودم در ویزانیل رو چک میکردم تا ببینم آیا خبری از اداره مهاجرت اومده یا نه. از یک طرف خوشحال بودم که تونسته بودم پذیرش و فاند دکتری بگیرم، اما از طرف دیگه تا وقتی نتیجه ویزا مشخص نمیشد، همه چیز رو هوا بود. بخصوص شرایط کشور هم جنگی بود و استرسهارو دوچندان میکرد.
وقتی پای مهاجرت تحصیلی در میان باشد، فقط یک تصمیم شخصی نیست. چند سال آینده زندگی، برنامه خانواده، محل زندگی و حتی مسیر شغلی، همه به نتیجه این مرحله وابسته است.
لحظهای که خبر گرنت ویزای استرالیا رسید
روزی که خبر گرنت ویزای استرالیا رسید، واقعاً غیرمنتظره بود. یک تماس تصویری از ویزانیل دریافت کردم و در همون تماس خبر دادند که ویزا صادر شده است. من در کلاس درس دانشگاه مشغول تدریس بودم و از کلاس اومدم بیرون. چند لحظه طول کشید تا واقعاً باور کنم. شاید چون ذهنم هنوز در فضای انتظار بود. احساسی که داشتم ترکیبی از خوشحالی، آرامش و کمی ناباوری بود. اگر در این مسیر هستید واقعا براتون آرزوی این لحظه رو دارم که واقعا حس میکنید تغییری تاثیرگذار ایجاد شده. فشاری که مدت طولانیای روی ذهنم بود، برداشته شد. برای من اون لحظه فقط گرفتن یک نتیجه اداری نبود؛ چند سال تلاش، تدریس، تحقیق و تصمیمهای سخت بالاخره به نتیجه رسیده است.
بعد از گرنت ویزا استرالیا؛ شروع یک فصل جدید
بعد از گرفتن ویزا، نوع نگرانیها و دغدغهها تغییر میکنه. قبل از گرنت بیشتر به این فکر میکردم که آیا اصلاً این مسیر باز میشه یا نه. اما بعد از اون ذهنم درگیر آماده شدن برای سفر، شروع دکتری، ارتباط با استاد راهنما و آشنا شدن با محیط دانشگاه و همچنین خروج از ایران با توجه به شرایط ملتهب جنگی شد.
وقتی به کل این مسیر نگاه میکنم، حس میکنم یک مرحله مهم از زندگیم تمام شده و یک مرحله تازه شروع شده است؛ مسیری که امیدوارم تجربههای علمی و شخصی خوبی رو بسازه.
برای همتون آرزو میکنم که بتونید بهترین اتفاق در زندگیتون بیافته و اگر خیرتون در گرفتن ویزاست حتما همینطور بشه. من الان که دارم این متن رو مینویسم در آدلاید هستم و بیشتر از 2 ماه هست که اومدم. هم خوشحالم و هم شوکه چون خیلی از چیزها متفاوته (نه صرفا همه چیز بهتر نه ولی متفاوته). به هزینه ها دقت کنید که زندگی میتونه خوب باشه ولی عمدتا شما قراره اینجا یک زندگی متعادل ایجاد کنید. دانشگاه واقعا تا اینجا خوب و راضی کننده بوده. به امید موفقیت همه شما.
